شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
360
نفثة المصدور ( فارسى )
تحت القرط » ، « راحة الصّدور » ص 510 ، فرهنگ لغات و مصطلحات نادره ، و قس : « من قرط الأذن » ص 31 س 3 ، و نيز ، ص 181 س 6 - 11 ، از « حواشى و تعليقات » كتاب حاضر ، و نيز ، قس : « از بن دندان » ، و « از بن سى و دو دندان » ، رك : « امثال و حكم » ج 1 ص 106 - 108 . أزرار « 1 » - 101 / 7 جمع زرّ : گوزگره ، انگله ، بندينه « 2 » . « مقدّمة الأدب » ، گويك گريبان و جز آن . « منتهى الأرب » ، كه اكنون در زبان محاورهء عمومى « دگمه » ( - تكمه « برهان م » ) گويند . از كار بردن ، دست و پاى - 67 / 5 و 6 كنايتست از : بهراس افتادن و قدرت انديشهء صواب را از كف نهادن ، و طمأنينه و آرامش را از هول واقعه از دست دادن . نزديك بمعنيى كه اكنون در زبان محاورهء عمومى و تداول عامّه « دست پاچه شدن » گويند . از كار رفتن ، دست و پاى - 87 / 6 كنايتست از : دست و پاى از حركت و جنبش و فعّاليت بازماندن . از مرده كفن در ربودن - 103 / 13 قس : از « برهنه پوست بركشيدن » ، رك : ص 359 . إستدراك - 117 / 7 دريافتن چيزى را . « تاج المصادر » ، تدارك مافات را به چيزى اراده كردن . از « منتهى الأرب » ، استدرك الشّىء بالشّىء : خواست دريافتن آن چيز را به اين چيز . « شرح قاموس » .
--> ( 1 ) - ر ك : ص 101 حاشيهء شمارهء 4 . ( 2 ) - ر ك : « برهان م » ذيل : بنديمه .